جملات انگیزشی و الهام بخش توانایی فوق العاده ای در تغییر احساس و دید ما به زندگی دارند. به همین دلیل است که ما آنها را  جالب توجه و بسیار مهم برای راه رسیدن به موفقیت میدانیم.

 

راز جملات انگیزشی چیست؟

نحوه تفکر و احساس شما نسبت به خودتان، از جمله: اعتقادات و انتظاراتتان در مورد اینکه چه چیزهایی برایتان ممکن است، هر آنچه را برایتان اتفاق می افتد، تعیین میکند.

 

زمانی که طرز فکرتان را تغییر می دهید، کیفیت زندگیتان نیز تغییر می کند، حتی برخی اوقات بلافاصله این اتفاق میافتد. درست مثل زمانی که کلمات مثبت باعث لبخند و جمله ای خنده دار باعث خندیدن فردی می شود، افکار ما به دنیا واکنش نشان میدهد.

شما تنها بر یک چیز در جهان کنترل کامل دارید – تفکرتان – و اینجاست که جمله های انگیزشی به کارتان می آید!

 

شما در هر موقعیتی میتوانید تصمیم بگیرید به چه چیزی فکر کنید. تفکر و احساس شما، کارهایتان و نتیجه آن ها را تعیین میکنند. همه چیز از تفکراتتان شروع میشود – و جملات انگیزشی و کلمات الهام بخش راه سریعی برای تغییر طرز تفکر تان است.

سعی کنید چند نقل قول روحیه بخش و گفته های مثبت در دست داشته باشید. اگر زمانی متوجه شدید که انرژیتان کم شده یا روحیه تان را از دست داده اید، به سادگی این جملات انگیزشی و الهام بخش و روحیه بخش را بخوانید تا سریعا احساس خوشایندی به دست آورید.

 

جملات انگیزشی و الهام بخش درمورد زندگی و موفقیت

ما فهرستی از بهترین جملات انگیزشی را جمع آوری کرده ایم تا شما امسال را با بدست گرفتن کنترل افکارتان، مثبت اندیشی و تعیین اهدافتان شروع کنید.

 

نقل قول های الهام بخش در مورد زندگی :

1- والت دیزنی: «راه آغاز کار، دست برداشتن از حرف زدن و شروع انجام کار است.»

این نقل قول از مردی است که شادترین مکان را در زمین – و یک امپراتوری چند میلیارد دلاری – خلق کرده است.

 

2- وینستون چرچیل: «افراد بدبین در هر فرصتی مشکلی و افراد خوش بین در هر مشکلی فرصتی می بینند.»

وقتی صحبت از نقل قول های موفقیت توسط افراد مشهور میشود، پندهای الهام بخش وینستون چرچیل همیشه حرف اول را میزنند.

 

3- ویل راجرز: «اجازه ندهید دیروزتان، امروزتان را خراب کند.»

ویل راجرز بازیگر، گاوچران، روزنامه نگار و منتقد اجتماعی بود که اعتقاد داشت باید به حرکت کردن ادامه دهیم.

 

4- استیون کینگ: «شما بیشتر از موفقیت، از شکست ها درس عبرت میگیرید. نگذارید شکست شما را متوقف کند. شکست ها شخصیت شما را میسازند.»

وقتی که از کلمه “درس عبرت گرفتن” به جای “باختن” استفاده کنید، فکر کردن به شکست کمتر ترسناک به نظر میرسد و به شما اجازه میدهد که بر پیشرفت تمرکز کنید.

 

5- وینس لومباردی: «مسئله زمین خوردن نیست، مسئله این است که آیا بعد از زمین خوردن از جای خود بلند میشوید یا خیر.»

وینس لامباردی قهرمان فوتبال آمریکایی بود که جملات روحیه بخش او بارها در فهرست 10 نقل قول الهام بخش برتر جای گرفته است.

 

حتما بخوانید : چطور به آرامش فکری و درونی برسیم ؟ 40 روش موثر در 5 دقیقه

6- استیو جابز: «وقتی کاری که واقعا به آن اهمیت میدهید را انجام میدهید، لازم نیست کسی شما را مجبور به آن کار کند. تصور آن کار شما را به سمت خود می کشد.»

استیو جابز یکی از تدابیر زندگی را در این جمله به تصویر کشیده است. کاری را انجام دهید که مشتاق آن هستید، در این صورت کارتان راحت به نظر خواهد رسید.

 

7- راب سیلتانن: «افرادی که به اندازه کافی دیوانه هستند و فکر می کنند که می‌توانند دنیا را تغییر دهند، مرد عمل هستند.»

این یکی از بهترین نقل قول هایی است که میتوانیم با آن زندگی کنیم زیرا به ما یادآوری میکند که بدون محدودیت فکر کنیم و هیچوقت به عجیب ترین خیالاتمان شک نکنیم.

 

8- آگ ماندینو: «اگر اراده من برای موفق شدن به اندازه کافی قوی باشد، هیچوقت شکست بر من غلبه نخواهد کرد.»

 

9- مونیش پابرای: «کارآفرینان در مقابل شرایط غیر قابل پیش بینی عالی عمل میکنند و خیلی خوب خطرات را به حداقل میرسانند.»

این جمله همیشه لبخند به لب های ما می نشاند؛ زیرا باعث میشود از آنچه قرار است در زندگی برایمان اتفاق بیافتد و از آن آگاهی نداریم، هیجان زده شویم.

 

10- مایا آنجلو: «ممکن است با شکست های زیادی مواجه شویم؛ ولی نباید مغلوب آنها شویم.»

مایا آنجلو یکی از برترین فعالان حقوق مدنی است که مثبت اندیشی و اراده ی قوی را در خود تقویت کرده است.

 

11- یوهان ولفگانگ فون گوته: «دانستن کافی نیست؛ باید از دانش مان استفاده کنیم. آرزو کردن کافی نیست؛ باید عمل کنیم.»

این جمله به ما یادآوری می‌کند که به جای انتظار و آرزو، چیزهایی که یاد میگیریم به کار برده و به سمت موفقیت قدم برداریم.

 

12- برایان تریسی: «تصور کنید که زندگیتان از هر لحاظ فوق العاده است؛ این زندگی چگونه خواهد بود؟»

این نقل قول یکی از کلیدهای درک این است که واقعا چه چیزی در زندگیتان میخواهید. اول زندگی ایده آلتان را به وضوح تصور کنید و بعد بالعکس برای رسیدن به آن تلاش کنید.

 

13- دکتر هنری لینک: «وقتی کاری نمیکنیم به ترس هایمان دامن می‌زنیم. با حرکت و عمل است که به ترس هایمان غلبه می کنیم.»

قبل از اقدام به کار، معمولا تصورات ترسناکی داریم؛ اما وقتی شروع به کار میکنیم، می فهمیم که راه پیش رویمان، آنقدر که تصور میکردیم ترسناک نیست.

 

 

http://knoxptvx61739.shotblogs.com/-10358450
http://jaidenoesc97542.blogzet.com/-11057101
http://rafaelyhlj27751.suomiblog.com/-11569256 
http://juliusphwj07553.uzblog.net/-11170930
http://trentoncmua74174.mybjjblog.com/-11241144
http://hectornesf19753.tblogz.com/-11132951
http://rylanosde45677.blogdigy.com/-10629163
http://zionduiu75319.isblog.net/-13763331
http://riverptvw51628.blogdon.net/-13080727
http://stephenbdfg95061.tribunablog.com/-10594178
http://andresllie33322.alltdesign.com/-16761992
http://zionebuy79023.total-blog.com/-21512161
http://charliefjno99627.blogkoo.com/-15695997
http://kameronghgb22212.canariblogs.com/-12132630

 


نوشته شده در  سه شنبه 99/7/29ساعت  8:44 عصر  توسط مدیر سایت 
  نظرات دیگران()

رهبری کاریزماتیک

 

فرهمندی یا کاریزما (به یونانی: zaptopic یا «خاریسما»)، (هدیه الهام بخش الهی)، در لغت به معنی جذابیت غیر عادی و دارا بودن صفت های ویژه و ممتاز و منحصر بفردی است که مورد پسند و ستایش تعداد زیادی از دیگر انسان هاست. در فرهنگ فارسی عمید فره به معنای «شکوه، جلال، شوکت، نیرو، فر» آمده و فرهمند نیز به معنای «باشکوه، با شأن و شوکت، دانا و هوشمند» ذکر شده است (عمید، 1389: 795)

 

کلمه کاریزما در کتاب مقدس مسیحیان به کار رفته است تا «روح مقدس» را توصیف کند. وحی، حکم، تعلیم، کشیش، عقل و شفا دادن، نمونه ای از موهبت های پرجذبه اند که در کتاب مقدس مسیحیان توصیف شده اند.

 

واژه کاریزماتیک برای توصیف ابرانسانی بکار می رود که فراتر از اراده و اختیار مردم آنان را تحت تأثیر قرار میدهد و هیچ کس یارای مقاومت در برابر او، یا حق انتخاب و انتقاد ندارد.

 

کاریزما، در اصطلاح به خصوصیت کسی گفته میشود که به شخصه و یا به عقیده دیگران، دارای قدرت رهبری فوق العاده است. این اصطلاح اغلب در علوم سیاسی و جامعه شناسی به کار برده می شود تا زیرمجموعه ای از رهبرانی را که با استفاده از نیروی توانایی شخصی خود می توانند تأثیراتی عمیق و استثنایی در پیروان خود داشته باشند، توصیف کند. وبر، کاریزما را چنین توصیف میکند: «ویژگی خاصی از شخصیت یک پدیده».

 

رهبری کاریزماتیک

 

رهبری کاریزماتیک یا رهبری مبتنی بر جاذبه استثنایی، به گونه ای از رهبری گفته میشود که دارای قدرت و توانایی الهام بخشی به پیروان باشد و این در حالی است که این توانایی ها صرفا از نیروی شخصیت و تعهد فرد سرچشمه گرفته باشد. در این نوع رهبری، رابطه ای بدون استفاده از پاداش های مالی و اعمال زور برقرار میشود و در دامنه تئوری اسنادی – که بیانگر روابط على و معلولی است» قرار می گیرد.

 

بر اساس این مدل، رفتار سمبلیک رهبر پیروان را جهت متابعت از اهداف سازمانی با نیات شخصی رهبر متحول میسازد. رهبر کاریزماتیک دارای موهبتی ویژه تلقی شده و پیروان او را در حد پرستش دوست داشته و ستایش می کنند.

 

ویژگیهای رهبری کاریزماتیک

 

پیروان، رهبران کاریزماتیک را براساس کنش های متقابل می شناسند و به آنها هویت می دهند. به کاریزما باید به عنوان صف و ویژگی ساخته شده توسط پیروان، یعنی کسانی که مجموعه ای از رفتارهای معینی را در وضعیت ها و شرایط سازمانی، از رهبر مشاهده می کنند نگاه کرد. رفتار مشاهده شده رهبر در سازمان را می توان با بیان ویژگی های کاریزماتیک پیروان او تفسیر کرد و چنین صفات غیر وضعیتی، از رفتارهای مطالعه شده رهبری نتیجه گرفته شده است، کاریزما بودن، صفتی فردی که حاصل جایگاه فرد در سازمان باشد، نیست بلکه ویژگی خاصی است که از رفتارهای رهبر منتج می شود.

 

تئوری رهبری کاریزماتیک این نکته را مطرح می کند که اگر پیروان رفتارهای خاصی را از رهبر ببینند، توانایی های خارق العاده یا قهرمانانه ای را به وی نسبت می دهند. به عنوان مثال، عبارات زیر که برگرفته از کتاب «نگاهی به تاریخ جهان» نوشته «جواهر لعل نهرو»، نخست وزیر فقید هند است، بیانگر و توصیف گر یک دیدگاه کاریزماتیک به رهبر جنبش استقلال هند «ماهاتما گاندی» است:

 

در اوایل سال 1919، «گاندی به شدت بیمار شد و هنوز دوران نقاهتش به کلی سپری نشده بود که هیجانات مربوط به مبارزه با قانون رولات، تمام کشور را فرا گرفت و او هم صدایش را به فریاد عومی که از سراسر هند برخاسته بود، ضمیمه ساخت اما این صدا با صداهای دیگر متفاوت بود. این صدایی ملایم و آرام بود که در عین حال در میان فریادهای انبوه جماعت مشخص بود و برتر از دیگران قرار می گرفت. این صدا نرم و نجیبانه بود که در عین حال همچون ضربات پتک گران بود که برای کوبیدن پولاد بکار می رود. این صدا مؤدب و دعوت کننده بود و در عین حال چیزی ارتعاش انگیز و مهیب در خود داشت، هر کلمه ای که در آن بکار می رفت معنی داشت و گویی ضربات کشنده را منعکس می کرد. در ماورای زبان صلح جو و دوستانه او، قدرت و اقدام و عزم راسخ، برای تسلیم نشدن به ناحق محسوس بود» (شهباز مرادی، 1391: 165)

 

شاید بتوان گفت که در این زمینه یکی از عمیق ترین تحقیقات، دسته بندی «کانگر» و ا «کانانگو» است. این دو محقق، اشاره دارند که اگر خصلت کاریزما به رفتارهای مشاهده شده از افراد بستگی دارد، پس یک سری مؤلفه های رفتاری وجود دارد که مسئول بروز این صفات هستند. آنها به بررسی این مؤلفهها پرداخته و ویژگیها و صفات رهبری را در قالب این دسته بندی ارائه کردند. این مؤلفه ها به هم پیوسته بوده و وجود یا عدم وجود و نیز شدت آنها در رهبران، متفاوت است،

 

نتایج مؤلفه های رفتاری تحقیقات نشان میدهند که:

 

– رهبران، وقتی کاریزماتیک هستند که چشم اندازهای آنان بسیار متضاد با وضعیت کنونی باشد، ولی در عین حال باید برای پیروان آزادی عمل وجود داشته باشد که آن را بپذیرند یا نه.

 

– رهبران کاریزماتیک، ممکن است ریسکهای شخصی بالا را بپذیرند و هزینه های بالایی را متحمل شوند و از خود گذشتگی کنند تا به اهداف مشترک برسند.

 

– رهبران کاریزماتیک، مهارت خود را در فراتر رفتن از نظام موجود از طریق به کار بردن ابزارهای نامتعارف و استثنایی به اثبات می رسانند

 

– رهبران کاریزماتیک، رفتارهایی را که بدیع و غیر عادی اند به کار می برند و ریسک های شخصی ای را انجام می دهند که به احتمال زیاد به منافع شخصی آنها ضرر میزند.

 

– رهبران کاریزماتیک، ارزیابی دقیقی از منابع محیطی خود دارند و درک می کنند که محدودیتها در تعیین یا فهم آنها از چشم اندازها تأثیر می گذارند. وقتی محدودیت ها و فشار منابع محیطی برای رهبران کاریزماتیک مثبت است، آنها راهبردهای ابتکاری خود را به کار می گیرند. – رهبر کاریزماتیک، وضعیت حاضر را به عنوان وضعیتی منفی و طاقت فرسا و اهداف آینده را به عنوان جایگزینی جذاب تر و قابل حصول توصیف می کند.

 

رهبری کاریزماتیک

 

– رهبران کاریزماتیک، انگیزه های خود را به روشنی بیان می کنند تا بتوانند از طریق رفتار جسورانه و اظهار اعتماد به نفس، تخصص، نامتعارف بودن و نگرانی در مورد نیازهای پیروان، رهبری کنند. غالبا پیروان رهبران کاریزماتیک، عقیده دارند که نظرات رهبری درست است. بنابراین، آنها با رضایت و بدون سؤال از رهبری اطاعت می کنند.

 

نمودهای رهبری کاریزماتیک

 

– پیروان به صحت دیدگاه های رهبر اطمینان کامل دارند.

 

– پذیرش بی چون و چرای رهبر

 

– علاقه پیروان به رهبر

 

– رغبت پیروان به اطاعت از رهبر

 

حالت های مثبت و منفی رهبری کاریزماتیک

 

 1. منفی

 

1?1. تحکیم قدرت فردی رهبر.

 

1?2. محوریت بخشیدن به خود توسط رهبر

 

 2. مثبت:

 

2?1. تحکیم و تأکید بر قدرت جمعی

 

2.2. توانا سازی پیروان توسط رهبر.

 

ظهور رهبری کاریزماتیک

 

شرایط اجتماعی و تاریخی: برخی از محققان علم مدیریت گفته اند که شرایط اجتماعی و تاریخی، عوامل اصلی بحرانی در ظهور رهبران کاریزماتیک هستند. وبر، رهبری کاریزماتیک را پدیده ای می داند که اغلب در شرایط و وضعیت های منحصر بفرد و نادر ظهور می کند (حداقل از نظر آماری این چنین است). «آبربچ» براساس تحلیل های صورت گرفته در خصوص بسیاری از رهبران کاریزماتیک گفته است: «رهبران کاریزماتیک، پیش از بحران هایی که آنها را به قدرت می رساند، اغلب نالایق، معمولی و کم جاذبه به نظر می رسند». وی معتقد است پیوند عمیق احساسی پیروان با رهبران کاریزماتیک، احتمالا از موقعیت ها و وضعیت هایی خاص در سازمان سرچشمه می گیرد. «روح» معتقد است زمان اوج شکوفایی رهبران کاریزماتیک، اغلب در خلال زمان هایی است که نا آرامی و نارضایتی اجتماعی، بویژه داخل شرکت وجود دارد. در چنین مواقعی، بی تجربگی و ارزش های ضدانسانی سازمانها، باعث می شود تا پیروان از رهبران اطاعت کنند و واکنش های روانی تازه ای از خود نشان دهند. از نظر آنها، وجود بحران، عامل اصلی رفتارهایی است که به شخصیت رهبر کاریزما (به عنوان هسته مرکزی) پیوند می خورد.

 

http://troyyzwr88888.blogdigy.com/-10490714
http://jaidenygdo40631.blogzet.com/-10914100
http://messiahcdoq88887.mybjjblog.com/-11110455
http://troyybaw00000.uzblog.net/-11042829
http://dominickuyxt99900.isblog.net/-13616232
http://cesarxyvr88889.tribunablog.com/-10454926
http://trentonggez12211.blogkoo.com/-15546840
http://edgareebv90999.alltdesign.com/-16613643
http://cashogjd93727.suomiblog.com/-11427784
http://elliotstqm66666.canariblogs.com/-11991440
http://edwinxefh18406.tblogz.com/-10991589
http://cruzsbee07395.amoblog.com/-17980121
http://collinfifc22222.blogdon.net/-12943832
http://martinljgc22212.total-blog.com/-21352016


نوشته شده در  یکشنبه 99/7/13ساعت  1:50 عصر  توسط مدیر سایت 
  نظرات دیگران()

راه های مقابله با افکار منفی و وسواسی کدامند؟

راه های مقابله با افکار منفی و وسواسی

   فردی را تصور کنید که وسواس چک کردن دارد (وسواسی است) از منزل خارج می شود

کمی که دور شد با خود می گوید آیا در را قفل کردم؟،

یک فکر به ذهن او خطور کرده و بر اساس همین فکر برمی گردد و در را چک می کند

بارها این اتفاق می افتد و هر بار به او ثابت می شود که در بازنمانده بود

اما او همیشه وقتی فکر می کند که در را قفل نکرده و باز مانده، دوباره باز می گردد و چک می کند،

در واقع همیشه بر اساس فکرهایش عمل می کند.

 

حالا فرد دانشجویی را تصور کنید که در حیاط دانشگاه با یکی از هم کلاسی هایش مواجه می شود که با عجله به او سلام می کند و می رود،

فرد به خود می گوید حتما از من خوشش نمی آید که با عجله سلام کرد و رفت

و شاید همین عجله داشتن بهانه ای بود برای اینکه به من بفهماند دوست دارد از من فاصله بگیرد.

 

 توضیح مثال های بالا

 در هر دو مثال بالا یک فکر منفی به ذهن فرد خطور کرده که ممکن است درست یا نادرست باشد یعنی دو احتمال وجود دارد.

اما چه اتفاقی افتاده؟

 

هیچ یک از دو فردی که مثال زدیم فکر را دو حالتی در نظر نگرفته اند،

فرد وسواسی مطمئن بوده که در را نبسته و آن شخص دانشجو مطمئن بوده که همکلاسی اش از او خوشش نیامده.

اگر انسان ها در مقابل افکار منفی دو حالت را در نظر بگیرند و آزمایش کنند هرگز مغلوب افکار منفی و تبعات آن نظیر افسردگی، اضطراب و وسواس نمی شوند.

 

می توان حالت های دیگری هم در نظر داشت و آنها را آزمایش نکرد،

نه اینکه همیشه تسلیم افکار بود و بر طبق آن عمل کرد.

به این آزمایش ها آزمایش رفتاری گفته می شود.

 

 

مثلا فردی که دچار اضطراب اجتماعی است و نمی تواند در جمع ورزش کند،

می گوید همیشه وقتی به باشگاه می روم احساس میکنم همه ی افراد به من نگاه می کنند

و در نتیجه نمی توانم راحت ورزش کنم،

آزمایش رفتاری در این مورد این گونه است که هر زمان حس کردی نگاه های زیادی را باید تحمل کنی به آدم ها نگاه کن

و ببین واقعا کسی به تو نگاه می کند یا نه؟

و فرد متوجه می شود که کسی اصلا به او نگاه نمی کرده و همه مشغول ورزش کردن هستند،

چه اتفاقی افتاد؟

فرد فکرش را دو حالتی در نظر گرفت و آزمایش کرد.

 

راه اول مقابله با افکار منفی و وسواسی

یک راه حل دیگر برای مقابله با افکار منفی شناختن  مفهوم فیوژن است.

 

فیوژن در لغت به معنی آمیختگی و چسبندگی است،

در روانشناسی از این مفهوم با این عنوان استفاده شده که وقتی ما احساس و افکار خود را با واقعیت محض یکی می پنداریم درگیر فیوژن شده ایم،

در واقع فیوژن یعنی آمیختگی فکر و احساس با واقعیت.

 

 

مغز ما کارخانه تولید فکر است و کارش تولید کردن افکار است،

فکر کردن هیچ وقت متوقف نمی شود و همیشگی است،

این پاسخ ما به افکارمان است که مهم است.

اگرهر فکری که به ذهن ما می رسد را مطابق واقعیت فرض کنیم و بر طبق آن عمل کنیم درگیر فیوژن شده ایم

در صورتی که کار درست این است که به خود بگوییم این فقط یک فکر یا احساس است که می تواند درست یا نادرست باشد،

احساسات و افکار من هم می تواند خطا داشته باشد.

 

بدانم این فقط یک فکر است که مثل همه افکار دیگر در ذهنم تولید می شود

و باید برای صحت افکارم آنها را به چالش بکشم

نه اینکه آنها را واقعیت محض در نظر بگیرم و همیشه بر طبق آن عمل کنیم.

 

راه دوم مقابله با افکار منفی و وسواسی

 یک راه برای مقابله با افکار منفی این است که به خود بگوییم چه شواهدی برای تأیید یا رد این فکر وجود دارد؟

آیا طور دیگری میتوان به این فکر نگاه کرد؟

آیا دیدگاه جایگزین دیگری وجود دارد که آن هم محتمل باشد و کمتر آزارنده باشد؟

برای مثال فردی که در را چک می کند با این فکر منفی و وسواسی و آزار دهنده مواجه است که آیا در را بسته ام؟

 

چه شواهدی در رد یا تأیید این فکر وجود دارد؟

برای تأیید همین کافیست که بارها این اتفاق افتاده و وقتی کل مسیر را برای چک کردن برگشته ام متوجه شدم در را بسته بودم.

آیا طور دیگری می توان به این فکر نگاه کرد؟

بله این فکر میتواند واقعی نباشد چون نشأت گرفته از ترس و اضطراب من است.

آیا دیدگاه جایگزین دیگری (فکر دیگری) وجود دارد که آن هم محتمل باشد و کمتر آزارنده باشد؟

حتی اگر دری هم باز باشد دلیل بر این نیست که دزدی وارد آن خانه شود.

چرا باید در را قفل نکرده باشم؟

من در آن لحظه بر طبق روال طبیعی که هر فردی از در خارج می شود و در را قفل میکند عمل کردم،

تا جایی که میدانم سلامت عقل و حواس دارم،

پس این فکر واقعی نیست و تحت تآثیر هیجانات منفی مثل ترس و اضطراب این فکر منفی به ذهنم خطور کرده.

این مثالی بود برای چالش با افکار منفی،

که قطعا هر قدر این چالش را تمرین کنید ماهرانه تر استفاده میکنید و نتایج بهتری خواهد داشت.

 

http://deanijhd33222.tribunablog.com/-10454608
http://beauhihd22222.blogdigy.com/-10490423
http://jeffreybgfd33323.tblogz.com/-10991256
http://ricardostrn67676.canariblogs.com/-11991136
http://messiahiifb22222.shotblogs.com/-10223608
http://jaidenwazt59506.uzblog.net/-11042602
http://kylerbczv09900.isblog.net/-13615950
http://juliusjnlh44444.suomiblog.com/-11427501
http://edwineecx00009.mybjjblog.com/-11110265
http://codyjlif33333.alltdesign.com/-16613400
http://milohhea11111.amoblog.com/-17979819
http://cashebjk56666.blogdon.net/-12943621
http://reidstsn77667.total-blog.com/-21351746


نوشته شده در  یکشنبه 99/7/13ساعت  1:47 عصر  توسط مدیر سایت 
  نظرات دیگران()

 

 

قانون کارما,قانون کارما چیست،قانون جذب

قانون کارما چیست؟

 

 

 

تمام آنچه در این دنیا رخ می دهد در یک حرکت دورانی در حال چرخش است و برای همین است که در اشعار و ادبیات از این عرصه گیتی با نام هایی همچون گردونه و چرخ یاد کرده اند. کارما ها در چرخه زندگی ما ثبت می شوند و حتما روزی به خودمان باز می گردند. قانون کارما، قانون عمل و عکس العمل است.

کارما

 

این روزها واژه کارما بسیار شنیده می‌شود و در تیترهای جنجالی بسیاری نشریات کلمه کارما دیده می‌شود. اما کارما یا کَرمه که مفهومی در ادیان و فلسفه شرقی محسوب می‌شود، چگونه به فرهنگ عامه و جوامع سکولار غربی راه یافته است؟ و آیا برداشت‌هایی که این جوامع از کارما دارند، با مفهوم اصلی آن مطابقت دارد؟ در این مقاله از 

 

بیتوته به شما خواهیم گفت قانون کارما چیست و در ادامه با معنای اصلی کارما در آئین‌های مختلف و نقش کارما روی اعمال و رفتار انسان آشنا خواهیم شد.

 

 

 

قانون کارما چیست ؟

 

کارما یک کلمه سانسکریت به معنای عمل یا کنش است. این قانون مفهومی همسو با قانون جذب دارد. کارما زیستکار یا عملکرد فرد در زندگی است. این عملکردها ذاتاً و به طور خودکار نتایجی (انتقام کیهانی/الهی) را در این زندگی و زندگی بعد به دنبال دارند. در قانون کارما هر عملی یک عکس العمل در پی دارد.

 

 

 

زمانی که ما می اندیشیم، سخن میگوییم، یا هر نوع عملی انجام می دهیم آغازگر نیرویی بوده ایم که در نهایت یک عکس العمل به ما نشان خواهد داد. این بازگشت نیرو ممکن است، تعدیل شود، تغییر یابد یا تعلیق شود. اما عموم مردم هرگز قادر نیستند که آن عکس العمل را از بین ببرند.

 

 

 

کارما به این معنا است که در زندگی «وقتی چیزی می‌کارید، حتماً درو خواهید کرد» تاجاییکه عواقب کامل اعمال خود را درک کنید. قانون کارما اصل علت و معلول، کنش و واکنش، عدالت کیهانی و مسئولیت فردی است. قانون کارما برای سوق دادن شما بعنوان روح در سفر فردی‌تان در کیهان آغاز می‌شود. کارما زمانی به پایان می‌رسد که در توانایی خود برای عشق ورزیدن، کامل شده باشید.

 

 

 

قانون کارما در جوامع مختلف

 

قانون کارما,قانون کارما چیست،عمل و عکس العمل

قانون کارما در جوامع مختلف

 

 

 

در فرهنگ شرقی، کارما یکی از مفاهیم اساسی هندوئیسم، بودائیسم، سیکیسم و جینیسم است. مفهومی که به طور کلی به اهمیت اعمال بشر اشاره دارد و می‌گوید کردارهای هر انسان، بر کیفیت این زندگی و زندگی‌های بعدی او اثر می‌گذارد.

 

 

 

رفتارهای خوب کارمای خوب می‌سازند و رفتارهای بد کارمای بد در ادیانی که به تولد ادواری باور دارند، مانند هندوئیسم، بودیسم، و جینیسم، نتایج کارما به زندگی‌های بعدی نیز کشیده می‌شود و در دوره‌های بعدی زندگی نیز به ظهور می‌رسد. بر این اساس، هر فرد، از طریق اعمالی که انجام می‌دهد باعث و بانی رنج و شادی‌ها در زندگی (های) خود است.

 

 

 

اما در فرهنگ عامه غربی، کارما چنین مفهوم روحانی عمیقی ندارد. در باور عامه، کارما یک قانون پاداش و جزا است. یک نیروی ماورائی که به کارهای خوب پاداش می‌دهد و در ازای کارهای بد ما را تنبیه می‌کند. این برداشت از کارما توضیحی برای گرفتاری‌هایی است که همه ما گاهی با آن‌ها مواجه می‌شویم.

 

 

 

بودیسم یکی از شاخه‌های هندوئیسم محسوب می‌شود ولی درباره تناسخ، قانون کارما و روح نظریات متفاوتی دارد. در باور بودایی، کارمای انباشته و ذخیره شده روح از یک زندگی به زندگی بعدی منتقل می‌شود نه خود روح. در حقیقت بودایی‌ها به روح با معنای غربی آن اعتقاد ندارند بلکه به مجموعه‌ای از ویژگی‌های روح‌مانند معتقد هستند. 

 

 

 

چگونه قانون کارما را به نفع خودمان تمام بکنیم؟

 

هر کار درستی که می کنید نتیجه ای خواهد داشت و اگر میخواهید در زندگی غرق در خوبی ها شوید، اعمال و افکار خوبی داشته باشید. هم کارمای خوب داریم، هم کارمای بد. بنابراین تمام کارماها منفی نیستند.

 

 

 

این ذات آدمی است که بر وقایع منفی زندگی اش تمرکز کند. اما اگر توجه مساوی به اتفاقات مثبت و منفی زندگی اختصاص دهیم، به استقبال قدرشناسی رفته ایم.

 

 

 

اولین قدم برای اینکه رفتار و کردارمان را مدیریت بکنیم و همیشه با فرکانس مثبت قدم برداریم این است که قوانین الهی را بدانیم و به آن ها اشراف داشته باشیم.

 

 

 

دومین قدم اینکه در زندگیمان این قوانین را نهادینه کنیم در نظر داشته باشید که انسان جایزالخطا است و کسی نیست که گناه و اشتباه نکرده باشد اما میتوان این اشتباهات را به حداقل رساند.

 

 

 

با دانستن این قانون دریافتیم کوچک ترین عمل مثبت و منفی ما پاداش و مجازات دارد حال تصمیم با خودمان است که با قوانین خداوند همسو شویم یا به اعمال همیشگیمان ادامه دهیم.

 

 

 

چیزی که کار ما را آسان و روحمان را زلال میکند این است که اگر میدانیم گناه و اشتباهی کردیم با انجام دادن کار نیک اثر اشتباهات و گناهان را کم رنگ کنیم.

 

 

 

کسی که کمک رسان و تمام قدم هایش برای رسیدن به ذات خداوند باشد بی شک بازخورد اعمالش او را به وجد می آورد و موفق میکند و یک زندگی با عشق و شادی غیر قابل وصفی را تجربه میکند.

 

قانون کارما,قانون کارما چیست،قانون بازتاب

کارما ها در چرخه زندگی حتما روزی به خودمان باز می گردند

 

 

 

قوانین کارما

 

در ادامه به 12 قانون کارما که اگر آنها را از صمیم قلب درک کنید می‌توانید زندگی‌تان را دگرگون سازید پرداخته‌ایم:

 

 

 

- قانون فروتنی و کارما

 

باید از اتفاقاتی که در زندگی برایتان می افتد درس بگیرید وگرنه انقدر تکرار خواهند شد تا انها را بپذیرید. مثلا هنگامی که ما به دیگران به چشم دشمن نگاه کرده یا انها را انسانهای بدی می بینیم نشانه ان است که خودمان همچنان درگیر خودخواهی های خود هستیم.

تاثیر شگرف شکرگزاری در رسیدن به آرامش و موفقیت

با قدرت فکرتان 40 سال جوان تر شوید !!

 

 

 

و تا زمانی که با این اخلاق خود روبرو نشده ایم افراد مشابه سر راه ما قرار خواهند گرفت. باید بپذیریم که در خود ما مشکلی وجود دارد که باعث می شود اینگونه افراد به ما جذب شوند. پس باید در رفع مشکل خود بکوشیم.

 

 

 

- قانون خلقت و کارما

 

قانون خلقت می‌گوید زندگی خودبخود اتفاق نمی‌افتد، بلکه مستلزم مشارکت و همکاری شما است. چیزهایی که ما را احاطه کرده‌اند سرنخ‌هایی از حالت درونی ما می‌دهند. پس انچه را که می خواهی در زندگی داشته باشی ابتدا در درون خودت ایجاد کن.

 

 

 

- قانون تعالی و کارما

 

قانون تعالی می‌گوید اگر می‌خواهید روح‌تان تعالی یابد، خودتان باید تغییر کنید، نه آدم‌ها و اشیای اطراف‌تان. چیزی که روح ما را برای تعالی بارور می‌کند درون ما است، نه بیرون ما. وقتی قلب‌مان را تغییر دهیم، دنیای‌مان را تغییر می‌دهیم.

 

 

ارائه موثرین راهکاررفع اضطراب و حواس پرتی

یک جفت عدسی بلوکنترل مکسی نصف قیمت!

 

- قانون مسئولیت و کارما

 

هر گاه در زندگی ما چیزی اشتباه است ، نشانه ان است که اشتباهی در من وجود دارد.ما آینه آن چیزی هستیم که ما را احاطه کرده و آنچه ما را احاطه کرده ، همچون آینه با ما ارتباط دارد.ما باید مسئولیت آنچه که در زندگی مان اتفاق می افتد را بپذیریم.

 

 

 

- قانون رابطه و کارما

 

قانون ارتباط می‌گوید اگر چه ممکن است ظاهرا دوچیز با هم ارتباطی نداشته باشند، ولی در حقیقت این‌طور نیست. همه‌چیز در دنیا به هم مربوطند. به همین صورت، گذشته، حال، و آینده همه با هم در ارتباطند.

 

 

 

- قانون دهش(بخشندگی) و کارما

 

قانون دهش می‌گوید در زندگی‌تان از هر دست بدهید از همان دست می‌گیرید. اگر احتکار کنید و خسیس باشید، اگر دست‌های‌تان را بسته و درهای‌تان را قفل نگه‌دارید، هرگز نمی‌توانید قفل درهایی را که می‌خواهید، باز کنید. اگر یک دنیای رها، و زیبا می‌خواهید، خودتان باید آن را بسازید.

 

 

 

- قانون تمرکز و کارما

 

شما نمی توانید همزمان به دو چیز فکر کنید. هنگامی که تمرکز شما بر روی ارزشهای معنوی است ، غیر ممکن است به افکار پایین تر مانند حرص و طمع یا خشم راه پیدا کنید.

 

 

 

- قانون حضور و کارما

 

قانون حضور می‌گوید هرچند مهم است به گذشته نگاه کنیم و از آن عبرت بگیریم، اما به همان اندازه هم مهم است در زمان حال حضور داشته‌باشیم و خود را درگیر آینده ای که هنوز  نیامده نکنیم.

 

 

 

- قانون بزرگ‌منشی و خوبی

 

هر آنچه در مزرعه دنیا بکارید همان را برداشت می‌کنید. این همان قانون علت و معلول است. پس برای برداشت شادی، صلح، عشق و دوستی، باید خوشحال، صلح طلب، دوست داشتنی و دوست واقعی باشید. هر چه که در جهان به وجود می آورید، چون بومرنگی به خود شما باز خواهد گشت.

 

 

 

- قانون رشد و کارما

 

یک جمله معروف است که می‌گوید هرجایی که بروی متعلق به آنجایی! بنابراین اگر ما بخواهیم مردم و جهان پیرامون خود را تغییر دهیم اول باید خودمان را تغییر دهیم. زمانی که ما در قلب وروح خود تغییری ایجاد می کنیم ، انگاه دنیای اطراف ما هم تغییر می کند.

 

 

 

- قانون تغییر و کارما

 

تاریخ تکرار می شود تا ما از آن درس های بسیاری فرا بگیریم و بتوانیم مسیر خود را تغییر دهیم.

 

 

 

- اهمیت و الهام گرفتن و قانون کارما

 

ارزش هر چیز به مقدار انرژی وتلاشی که صرف ان کرده ایم. هرکس می تواند با الهام از درون خود سهم خود را باعشق وشادی به طور کامل به جهان هستی تقدیم کند که در این صورت عمل او باعث صعود دیگران هم خواهد شد. اما اگر به الهامات درونی خود توجه نکنیم تنها خودمان عقب مانده و جهان هستی به راه خود ادامه خواهد داد.

 

http://myleskljf33333.shotblogs.com/-10223615
http://charliekrwy96317.blogzet.com/-10913837
http://israelttql66666.suomiblog.com/-11427497
http://franciscomomj55666.tribunablog.com/-10454681
http://messiahggez11111.tblogz.com/-10991324
http://shaneuabz95173.blogdigy.com/-10490511
http://zanenomj55555.uzblog.net/-11042644
http://finnmmkf33333.isblog.net/-13616012
http://devinsuso77777.blogdon.net/-12943630
http://claytonwaay73951.alltdesign.com/-16613450
http://shaneddav09967.amoblog.com/-17979865
http://shanexywr88888.mybjjblog.com/-11110341
http://damienqqoj45544.total-blog.com/-21351786
http://erickhivg66530.blogkoo.com/-15546716


نوشته شده در  یکشنبه 99/7/13ساعت  1:15 عصر  توسط مدیر سایت 
  نظرات دیگران()

قانون جذب چیست ؟

قانون جذب یا law of attraction به‌طور ساده بیان می‌کند که روی هر موضوعی تمرکز کنید، آن را به سمت خود جذب می‌کنید این قانون بدون در نظر گرفتن سن، جنسیت، تحصیلات، محل زندگی و  اعتقادات مذهبی عمل می‌کند.

همه ما توانایی استفاده از این قانون را داریم، قانون جذب از قدرت ذهن افراد استفاده می‌کند و هر آنچه در ذهن به‌صورت افکار می‌گذرد را به واقعت تبدیل می‌کند.

 

قانون جذب چیست

قانون جذب چیست در یک نگاه

آیا تابه‌حال از این جمله استفاده کرده‌اید که : کاش یک‌چیز دیگر از خدا خواسته بودم ؟

 

آیا تابه‌حال پیش‌آمده است که دنبال موردی یا چیز خاصی می‌گشتید و ناگهان آن را به شما دادند؟

 

آیا دقت کرده‌ای: گاهی اوقات به فرد خاصی فکر می‌کردید و آن شخص را ناگهان در خیابان می‌بینید یا به شما تلفن می‌زند؟

 

همه این‌ها تاییدی بر وجود قانون جذب در زندگی شما هستند.

 

ما همواره در زندگی خود در حال جذب یکسری اتفاقات و شرایط هستیم. به این دلیل که هر لحظه توجه ما روی یک موضوعی قرار میگیرد و بر اساس قانون جذب همان موضوع در زندگی ما گسترش پیدا می کند.

 

قانون جذب چیست به بیان ساده

قانون جذب می‌گوید : من هر موضوعی که توجه، تمرکز و انرژی خودم را معطوف آن کنم، آن را به سوی زندگی خود جذب می‌کنم.

 

مولوی در مثنوی معنوی در دفتر دوم می‌گوید :

 

در جهان هر چیز چیزی جذب کرد

 

گرم گرمی را کشید و سرد سرد

 

قسم باطل باطلان را می‌کشند

 

باقیان از باقیان هم سرخوش‌اند

 

ناریان مر ناریان را جاذب‌اند

 

نوریان مر نوریان را طالب‌اند

 

تمام موارد و چیز‌هایی که وارد زندگی افراد می‌شود توسط خود افراد  و با استفاده از قانون جذب وارد زندگی آن‌ها شده است. هر چیزی که در ذهن خود دارید زمانی که روی آن تمرکز می‌کنید باعث می‌شوید که آن فکر تبدیل به واقعیت شود.

قانون جذب برای همه افراد صادق است، اما اکثر افراد به‌صورت آگاهانه یا ناآگاهانه به مواردی که دوست ندارند توجه میکنند. و با این کار افراد به جهان اعلام می‌کنند که بیشتر از این اتفاق را می‌خواهند.

 

قانون جذب چیست

 

 

فرکانس مثبت و منفی

اگر میخواهید بدانید دقیقا قانون جذب چیست – باید فرکانس ها را بشناسید.

 

کلمه فرکانس از کلمه ارتعاش می‌آید. در دنیا فقط دو نوع ارتعاش وجود دارد یکی مثبت(+) و دیگری منفی(-). هر فکر و احساسی که داشته باشید یک فرکانس از خود منتشر می‌کنید.

هر واژه، هر صحبت و در کل همه کلمات دارای احساس هستند به این معنا که هر کلمه دارای فرکانس مخصوص خودش است. ما همیشه و همواره در حال ارسال فرکانس مثبت یا منفی هستیم. درواقع انتشار فرکانس هیچ‌وقت قطع نمی‌شود. در ادامه به بعضی از این کلمات اشاره خواهیم کرد.

 

مثبت : عشق، فراوانی، راحتی، اعتمادبه‌نفس، هیجان،  لذت

 

منفی: ناامنی، تنهایی، استرس، ناراحتی، خشم، آزار

 

شما در همه حال زندگی خود در حال ارسال فرکانس هستید، همیشه در حال تجربه یک احساس هستید که این احساس می‌تواند یک فرکانس مثبت یا منفی به جهان ارسال کند و جهان هستی همواره با فرکانسی که ارسال می‌کنید در ارتباط است و در حال تقویت حس مثبت یا منفی شماست.

 

به‌عنوان‌مثال : زمانی که فردی از خواب بیدار می‌شود و احساس کسلی و کلافه بودن دارد،

این احساس یک فرکانس منفی به جهان ارسال می‌کند و تا زمانی که در این احساس باشد قانون جذب در حال تقویت این فرکانس است و فرد در حال جذب اتفاقاتی است که احساسات منفی بیشتری دارد.

 

به این ترتیب زمانی که از تخت بیرون می‌آید پایش به‌جایی گیر می‌کند و زخمی می‌شود،

به ترافیک برخورد می کند،

مشتری‌اش قرارش را لغو می‌کند و اتفاقات و احساسات بد پشت سرهم برایش رخ می‌دهد.

 

یا مثالی دیگر: فروشنده‌ای پس از یک فروش خوب خوشحال و دارای احساس فوق‌العاده‌ای از فروش خود است

این شخص در حال ارسال فرکانس مثبت به جهان است و باعث می‌شود که قانون جذب احساسات مثبت بیشتری را به سمت این شخص ارسال کند و فرد بلافاصله فروش دیگری ، اتفاقات خوب بیشتری را تجربه می‌کند.

 

حال که شما میدانید قانون جذب چیست متوجه خواهید شد که در هر دو این مثال‌ها قانون  به‌صورت کامل فعال بوده و عمل کرده و در هر شرایطی فقط احساسات شما را تقویت می‌کند حال آنکه احساس شما مثبت باشد یا منفی.

 

 

جذب ناخودآگاه

بسیاری از افراد از من سوال میپرسند که قانون جذب چیست ؟

و بعد از اینکه من پاسخ را به آنها میدهم میگویند من همیشه حالم بد نیست پس چرا همیشه اتفاقات بد به صورت مکرر و پشت سر هم برایم رخ میدهد؟ پاسخ من به این سوال این است – جذب ناخودآگاه

 

اجازه بدید مثالی را بررسی کنیم : زمانی که کیف پول خود را باز می‌کنید و در آن پول نمی‌بینید،

ناخودآگاه شما به‌صورت خودکار فرکانس‌هایی منفی از قبیل کمبود پول، ترس یا فرکانس‌های منفی دیگری را ارسال می‌کند ، هرچند شما منظوری نداشته باشید اما قانون جذب بر اساس فرکانس‌هایی که شما ارسال می‌کنید چه به‌صورت آگاهانه یا ناخودآگاه عمل می‌کند.

 

قانون جذب نمی‌داند که دلیل این فرکانس ارسالی شما چه بوده است، فقط آن را تقویت می‌کند و دوباره به زندگی شما برمی‌گرداند.

 

 

 

قانون جذب چیست بالاخره ؟ یا چه چیزی نیست ؟

قانون جذب به معنای تنبلی و تلاش نکردن نیست. یکسری از افراد برداشت اشتباهی از قانون جذب داشته‌اند، آن‌ها فکر می‌کنند که باید در گوشه‌ای نشسته و فقط فکر کنند و کائنات از آسمان برای آن‌ها خواسته‌شان را می‌فرستند.

 

درصورتی‌که شخصی که میداند قانن جذب چست ،

نگران اتفاقات و مشکلات مسیر نیست آن‌ها شجاعانه وارد مسیر می‌شوند و مطمئن هستند که خداوند و کائنات او را در مسیر رسیدن به اهداف همراهی خواهند کرد.

 

آنها به اینکه کائنات چگونه شرایط رسیدن را برای او فراهم می‌کنند کاری ندارد،

اصلاً به مفهوم “چگونگی” فکر نمی‌کند و فقط باقدرت تمام و هر آنچه دارد، وارد عمل می‌شود و با تمام وجود مسیر را ادامه می‌دهد و مطمئن هست که نیروهایی او را همراهی خواهند کرد.

 

قانون جذب به معنای بیکاری و نشستن در کنجی و انتظار رسیدن به ثروت و خواسته‌های بزرگ نیست، این مفهوم را افراد تنبل که همیشه به دنبال مسیر‌هایی هستند که بدون انجام دادن تلاشی به اهداف خود برسند ساخته‌اند.

 

در حقیقت عزیزانی که میداند قانون جذب چیست ، با تکیه ‌بر این قانون وارد مسیر می‌شود و فیلتری در ذهن خود می‌گذارد که افکار منفی و مزاحم مانعی در مسیر رسیدن او نشوند.

 

قانون جذب چیست ؟

 

چگونه از قانون جذب استفاده کنیم ؟

قانون جذب یکی از مهم‌ترین قوانین جهان هستی است که از ابتدا بوده و تا انتها جهان هم خواهد بود،

اما تعداد کمی از افراد از قدرت و تاثیر این قانون بر زندگی خودآگاه هستند، دلیل هم مشخص است آنها به طور دقیق تمی دانند که قانون جذب چیست .

 

ما به‌ عنوان یک انسان مانند یک آهنربا زنده همواره در حال ارسال افکار و فرکانس به جهان هستی هستیم و مشابه آن را مجدد دریافت و جذب می‌کنیم.

 

اما متأسفانه بسیاری از افراد، قدرت این قانون را درک نکرده و کنترل ذهن خود را رها کرده و در اکثر موارد افکار ناراحت‌کننده و غمگین و ناخوشایند از ذهن آن‌ها عبور می‌کند و این باعث می‌شود که مشابه و هم‌جنس همان را در زندگی خود دریافت کنند.

 

 

چرا چیزهایی که نمی‌خواهید را جذب می‌کنید

لطفا به برج میلاد در تهران فکر نکنید.

 

می‌دانم که در حال حاضر در حال فکر کردن به برج میلاد هستید.

وقتی از افعال منفی استفاده می‌کنید درواقع شما دارید آن‌ها را به ذهن و زندگی خود وارد می‌کنید.

 

به‌طور مثال اگر به شما بگویم که به دریا فکر نکنید مطمئناً فوراً به دریا فکر می‌کنید، با این‌وجود که از انجام دادن این کار نهی شده‌اید.

 

جملاتی وجود دارند که باعث می‌شود توجه و تمرکز شما معطوف چیزهایی شود که شما «نمی‌خواهید».

 

آیا تابه‌حال از این عبارات استفاده کردید ؟

 

عصبانی نشو

 

نگران نباش

 

سیگار نکشید

 

درب محکم نبند

 

نترس

 

دیر نکن

 

و….

 

قانون جذب آنچه را که شما نمی‌خواهید را متوجه می‌شود.

وقتی از جمله‌ای که در آن افعال منفی به‌کاربرده‌اید استفاده می‌کنید درواقع دارید توجه و انرژی خود را معطوف چیزی می‌کنید که نمی‌خواهید.

 

برای استفاده از این قانون مهم و تأثیرگذار در زندگی باید آگاهانه تمرکز خود را روی مواردی که خواهان آن‌ها هستیم قرار دهیم نه چیز‌هایی که نمی‌خواهیم

چراکه اساس این قانون برای پایه جذب است نه دفع؛

یعنی زمانی که شما می‌گویید: « من بی‌پولی را نمی‌خواهم » جهان و کائنات فقط مفهوم بی‌پولی را درک کرده و آن را به سمت زندگی شما ارسال می‌کنند، در وقع شما بی‌پولی بیشتری را جذب می‌کنید.

 

قانون جذب چیست

 

در این مواقع باید چه کنم؟

درزمانی که از این افعال منفی استفاده می‌کنید از خود بپرسید

« خب من چه می‌خواهم» بعد از آن جملات مثبت را بیان کنید.

 

http://daltonggda22222.suomiblog.com/-11424956
http://zionaqco42186.shotblogs.com/-10221120
http://collinjkie33333.blogzet.com/-10911313
http://edgarpfse19753.tribunablog.com/-10452316
http://israelubgg56799.blogdigy.com/-10488036
http://angeloghea11111.mybjjblog.com/-11108047
http://franciscoimno81235.uzblog.net/-11040498
http://cruznese19753.canariblogs.com/-11988725
http://zanderdhmn17384.blogdon.net/-12941328
http://raymondwxvq78899.blogkoo.com/-15544084
http://trevorjymz86420.tblogz.com/-10988867
http://charliejtag07407.total-blog.com/-21349036
http://josuedxqh32211.amoblog.com/-17977348
http://trentonqhvg20864.alltdesign.com/-16610966
http://cristianigfb46926.isblog.net/-13613602


نوشته شده در  یکشنبه 99/7/13ساعت  1:11 عصر  توسط مدیر سایت 
  نظرات دیگران()

برنامه ریزی و مدیریت ستاد انتخابات

 

 

هدف کلاس‌های بخش « برنامه ریزی و مدیریت ستاد انتخابات» تربیت متخصصینی برای مدیریت ستادهای انتخاباتی و موفقیت در انتخابات است شرکت کنندگان با حضور در کلاس‌هایی از قبیل نظر سنجی، تحقیق و تعیین استراتژی، تماس با رای دهندگان، شناخت مشکلات محلی، ساخت یک پیام انتخاباتی، برنامه ریزی ستاد انتخابات و ...با نحوه کار ستادهای انتخاباتی آشنا شده و یاد می‌گیرند چگونه با ساخت یک تیم قوی، پیروزی خود در انتخابات را تضمین کنند. دانشجویان،‌ بعد از اتمام این دوره قادر خواهند بود، منابع انسانی و مالی در اطراف خود را شناسایی کرده و نحوه بسیج کردن آنها را برای پیروزی در انتخابات خواهند آموخت. آنها همچنین به اهمیت داشتن یک پیام قدرتمند انتخاباتی پی خواهند برد و یاد می‌گیرند که چگونه پیام انتخاباتی خود را انتخاب و آن را به بهترین نحوه به رای دهندگان منتقل کنند. این بخش شامل ده کلاس است. هر کلاس به صورت یک بسته آموزشی ارائه خواهد شد و دستور العمل هر کلاس به شما نشان می‌دهد که چطور بیشترین استفاده را از آن ببرید.

 

 

نظرسنجی

در این درس شما با مبحث نظرسنجی بیشتر آشنا می‌شوید و اگر از آن چیزی نمی‌دانید، اطلاعات پایه‌ای بدست خواهید آورد. نظرسنجی چیست و چه چیزها...

 

شرکت در کلاس

 

شش گام برای پیروزی در انتخابات

رقابت‌های انتخاباتی تجربه‌های اجتماعی بی‌نظیری هستند. در این رقابت، از روزی که شروع به فعالیت می‌کنید تا روز انتخابات، اتفاقات پیش بینی...

 

شرکت در کلاس

 

آمادگی استراتژیک برای انتخابات

در این کلاس با نحوه اتخاذ یک راهبرد مشخص برای فعالیت‌های انتخاباتی آشنا می‌شویم. می‌آموزیم که راهبرد اصلا یعنی چه؟ همینطور با مشخصات نظام...

 

شرکت در کلاس

 

هنرسخنوری

ارتباط درست با مخاطبان پیام و تاثیرگذاری بر آنها، کلید اصلی جلب حمایت رای‌دهندگان است.  در این کلاس می‌آموزیم که برای درگیر کردن مخاطبان...

 

شرکت در کلاس

 

طراحی، ساخت، انتقال و مدیریت پیام انتخاباتی

طراحی، ساخت، انتقال و مدیریت پیام انتخاباتی، سه اصل تأثیرگذار در مدیریت مبارزه‌های انتخاباتی هستند. اصولی که اگر به درستی مورد توجه و...

 

شرکت در کلاس

 

تدوین راهبرد برای ارتباط رسانه‌ای

این روزها دیگر کمتر کسی است که بتواند نقش رسانه‌ها و طیف‌های مختلف کانال‌های ارتباطی را در انتقال رویدادها و ارتباط با گروه‌های مختلف مردم انکار...

 

شرکت در کلاس

 

بسیج منابع

تامین مالی کمپین، یکی از ملزومات پیروزی در انتخابات است. با جمع آوری کمک های مالی بالا، امکان ارتباط در گستره و عمقی بیشتر با رای دهندگان، افراد...

 

شرکت در کلاس

 

طراحی برنامه انتخاباتی بر اساس مسائل حوزه انتخابیه

برای به دست گرفتن کنترل اوضاع به نفع کاندیدای انتخابات، نیاز به یک نقشه راه است. این طرح و نقشه ضروری، برخورداری از «طرح‌های سیاسی» است. استراتژی‌...

 

شرکت در کلاس

 

آماده سازی مبانی راهبردی کمپین انتخاباتی

هنگامی که شما تصمیم به نامزد شدن در انتخابات گرفتید، از آن لحظه مرحله طرح‌ریزی کمپین انتخاباتی شما آغاز می‌شود. منظور از طرح کمپین، سندی راهبردی و...

 

شرکت در کلاس

 

ارتباط با رای‌دهندگان

وظیفه، هدف و کارکرد کمپین‌های انتخاباتی تنها در یک چیز خلاصه می‌شود: جلب نظر و آراء رای‌دهندگان بالقوه. این مهم وابستگی مستقیمی به ارتباط گرفتن با...

 

شرکت در کلاس

 

راهکارهای تشکیل و ورود به لیست‌های ائتلافی

جوامع، اقتصادها و ویژگی‌های جمعیتی همواره در حال تغییرند، دولت‌های مبتنی بر نمایندگی و دمکراسی همواره به نوآوری در نظرات، دیدگاه‌های متفاوت و...

 

شرکت در کلاس

 

http://collinjkie33333.blogzet.com/-10911315
http://edgarpfse19753.tribunablog.com/-10452319
http://kylerpaay22222.suomiblog.com/-11425001
http://andywyvr88888.blogdigy.com/-10488047
http://gunnermmjf33333.mybjjblog.com/-11108057
http://eduardohwky97531.shotblogs.com/-10221161
http://edgarddcx01111.uzblog.net/-11040515
http://trevorjymz86420.tblogz.com/-10988866
http://simonstso77778.canariblogs.com/-11988800
http://paxtonnrpp40621.isblog.net/-13613583
http://trentonqhvg20864.alltdesign.com/-16610960
http://cashfvin54207.blogdon.net/-12941413
http://jeffreyjlfc05936.amoblog.com/-17977367
http://angeloqgtg29864.total-blog.com/-21349071
http://kameronwxwr88887.blogkoo.com/-15544193

 


نوشته شده در  یکشنبه 99/7/13ساعت  1:6 عصر  توسط مدیر سایت 
  نظرات دیگران()

هیچ کس نمی تواند به فرد دیگری انگیزه بدهد و تنها خود انسان است که بهترین مشوق و انگیزه دهنده برای خودش است.

3 راهکار ذهنی برای افزایش انگیزه

آیا بیشتر اوقات احساس می کنید که انگیزه ای ندارید؟ همه ما گاهی دچار چنین حالتی می شویم؛ روز هایی که دلمان می خواهد فقط تنبلی کنیم و هیچ انگیزه ای برای کارهای عادی و ساده هم نداریم. آیا می خواهید با این حالت مبارزه کنید؟

انگیزه چیزی است که بایستی به طور منظم انجام شود. علاوه بر این، نمی توانید انگیزه خود را همیشه به حداکثر برسانید. می توانید؟ خب، معلوم است که می توانید. تنها کمی خوش بینی لازم است، مقدار زیادی نظم و انضباط و یک تشویق کوچک برای شروع.

بهترین روش افزایش انگیزه

برای انجام کارهای مختلف، انگیزه های متفاوت لازم است. در اینجا به سه مورد برای افزایش انگیزه اشاره خواهیم کرد و ضمن برشمردن آنها چگونگی و زمان به کار گرفتن هر یک را با هم مرور می کنیم.

 

گاهی شب ها و در هنگام خوابیدن، برنامه ریزی هایی را برای خود انجام می دهم و با طلوع خورشید و بلند شدن از خواب همه انگیزه خود را برای انجام آن از دست می دهم. این یعنی تمام آنچه را که هنگام خوابیدن برای خودم برنامه ریزی کرده بودم تا به اجرا درآوردم، همه انگیزه هایی را که به هنگام شب داشتم همه و همه را از دست می دهم.

 

ممکن است شما درست نقطه مقابل من باشید و زمانی که صبح از خواب بلند می شوید بسیار هیجان زده باشید تا روزتان را بسازید. در واقع ممکن است شما در گروه افرادی باشید که روزها برای انجام کارهای خود برنامه ریزی می کنید و حتی ممکن است این کار را هنگام صرف ناهار و یا حتی بعد از ظهرها انجام دهید.

 

زمان هایی هم وجود دارد که واقعا حال و حوصله کار کردن ندارید. این اتفاق بیشتر در اوقاتی می افتد که انگیزه کافی برای انجام کارهایتان ندارید. خبر خوب این است که محققان برای این مشکل هم راهکارهایی ارائه کرده اند. اگر ما هم جزء افرادی هستیم که گاهی انگیزه کافی برای انجام کارهایمان را نداریم، راه هایی علمی وجود دارند که بتوانیم از پس چنین چالشی که در زندگی مان به وجود آمده بربیاییم.

 

 افزایش انگیزه

 

بهترین کسی که میتواند به ما انگیزه بدهد خود ما هستیم

3 راهکار برای افزایش انگیزه :

بیایید به بررسی این راهکارهایی که به مدد علم برای پیدا کردن انگیزه به ما پیشنهاد شده بپردازیم و برخی از آنها را با هم مورد مطالعه و بررسی قرار دهیم:

 

1- از انگیزه درونی برای انجام کارهای خلاقانه بهره بگیرید

 

در کل انگیزه به دو دسته انگیزه های درونی و بیرونی تقسیم می شوند. اگر زمانی که مهمان دارید، به دنبال تمیز کردن خانه تان هستید، این انگیزه نوع بیرونی است. اما اگر برای خودتان تفریحی را برای یک روز تعطیل ترتیب می دهید و اقدام به پیدا کردن راهی برای ارضاء خواسته تان می کنید، انگیزه درونی را خود را به کار گرفته اید. 

 

در مورد انگیزه بیرونی، به عنوان مثال اگر رئیس تان به شما پیشنهاد داده که پروژه ای را که در دست دارید، زودتر از زمان معمول آن به پایان برسانید، پاداش مالی دریافت خواهید کرد، آن وقت شما نوعی انگیزه بیرونی برای انجام سریع تر آن پروژه پیدا کرده اید.

 

درست است که شما برای دریافت آن پاداش مالی بیشتر تلاش می کنید اما چنین انگیزه ای در تمامی موارد نمی تواند پاسخگو باشد و تنها در مواردی که در آنها خلاقیت وجود ندارد کارآمد است.

 

این راهکار، یعنی انگیزه بیرونی، زمانی که با افکاری خلاقانه و نو مواجه هستید، با شکست مواجه خواهد شد. پس محققان این نوع انگیزه را در چنین مواردی پیشنهاد نمی کنند.

 

در مورد ایده ها و افکار خلاقانه، به زمان بیشتر احتیاج داریم تا بتوانیم آنها را در ذهن مان بپرورانیم و چنین افکاری را به دیگر چیزهای مرتبط اتصال دهیم.

 

بیایید این کار را در عمل بررسی کنیم:به سه مورد از انگیزه های درونی تان تمرکز کنید. برای خودتان پاداش هایی را برای به ثمر رساندن کارهای ساده در نظر بگیرید، پاداش هایی که کمی هم برایتان فضا را مفرح کند. مثلا به خودتان قول بدهید در صورتی که آن کار را انجام دهید، غذای خوشمزه ای را که دوست دارید می خورید یا یک بازی که مورد علاقه تان است را انجام دهید یا یک فیلمی که مدت ها بود دوست داشتید ببینید را تماشا کنید.

 

اما در مورد کارهای خلاقانه مانند نوشتن یک مقاله و یا گذاشتن اسم بر روی یک کسب و کار جدید، تلاش نکنید که از انگیزه های بیرونی تان استفاده کنید. به جای این کار به پیشنهاد «دان پینک» که در مورد انگیزه های درونی مطلب می نویسد، گوش کنید و راهکارهای او را به کار گیرید که عبارتند از:

 

خودمختاری

 

تسلط

 

هدف 

 

خودمختاری در مورد شانس صدق می کند. «اسکات جِلِر» مسئول دپارتمان رفتارهای کاربردی از دانشگاه تکنولوژی ویرجینیا، در گفتگویی با ویرجینیا تِک در این باره می گوید، زمانی که بدانید برای انجام انجام کاری، شانسی برای تان وجود دارد، انگیزه بیشتری برای به اتمام رساندنش پیدا می کنید. 

 

هنگامیکه از سمت رئیس تان کاری به شما واگذار می شود و برای آن زمان خاصی در نظرگرفته می شود، تلاش کنید که بر سر زمان منطقی به انجام رساندن آن با رئیس به توافق برسید تا بدین ترتیب بتوانید شانس انجام صحیح و به موقع آن را برای خودتان فراهم آورید. 

 

و اما درمورد تسلط، پینگ بر این باور است که تسلط، به انجام رسیدن چیزی است که برای تان اهمیت دارد. اگر کاری را که انجام می دهید واقعا دوست دارید و دلتان می خواهد که مهارت بیشتری را در انجام آن به دست آورید، انگیزه بیشتری پیدا می کنید که بهتر و زیادتر بیاموزید و آن آموخته ها را در کارتان به کار گیرید و به دنبال فرصت هستید که بیشتر و بیشتر آنها را به عمل ببندید. بالاخره زمانی خواهد رسید که شما قادر باشید از آن مهارت ها در انجام بهینه کارتان بهره ببرید. 

 

و در نهایت، تمرکز به هدف؛ این امر زمانی است که شما می خواهید کار بزرگ تر از اندازه و تصورتان را انجام دهید. زمانی که مثلا به مشتری هایتان فکر می کنید، یا به اینکه چگونه کسب و کار شما خواهد توانست بر جهان تاثیرگزار باشد و یا به دنبال راهکارهایی برای اعضای تیم تان هستید که بتوانند در فعالیت هایشان مبدع باشند، در تمامی این موارد شما انگیزه فراوانی خواهید داشت تا بخش مربوط به خودتان را به بهترین نحو انجام دهید. 

 

زمانی که این سه مورد، یعنی خودمختاری، تسلط و هدف را همزمان به کار گیرید، خودتان را قطعا خوش شانس و در مسیری که حرکت می کنید مصصم می بینید. 

 

افزایش انگیزه

 

برای خودتان اهدافی را تعیین کنید که گویی در صورت محقق نشدن چیزی را از دست داده اید‎

 

 

2- به دنبال آن باشید که چگونه کارتان می تواند به دیگران هم کمک می کند

 

زمانی که بدانیم کاری که انجام می دهیم برای دیگران هم مفید است، آن وقت، کار موردنظر را با انگیزه بیشتری انجام خواهیم داد. یکی از نمونه ها مطالعه ای در دانشگاه میشیگان است. دانشجویان این دانشگاه به مدت 10 دقیقه با کارگران یک مرکز در مورد افزایش حقوق تلفنی صحبت کردند. آمار بدست آمده نشان داد که آن کارگران تا 171 درصد افزایش درآمد را تجربه کردند. 

 

حالا این مورد را به صورت عملی بررسی می کنیم:با کسانی که ممکن است از کار شما بهره ببرند صحبت کنید. تلاش کنید با افرادی که از کار شما مستقما تاثیر می پذیرند صحبت نمایید. ممکن است آنها مشتری های نهایی شما یا مشتری های نهایی آن گروهی باشند که در مورد کارتان با آنها صحبت می کنید. ممکن است این افراد جزء گروهی نباشند که شما هر روز ملاقات شان می کنید اما در ارتباط بودن با این قشر خواهد توانست انگیزه شما را افزایش دهد. ممکن است از آنها بخواهید که فرم های نظرسنجی را برای تان پر کنند. مثلا به شما در مورد آنچه رضایت شان را بیشتر جلب می کند، اطلاعاتی بدهند. 

 

اگر کنجکاو هستید که بدانید که این کار برای تان نتیجه ای را نیز به دنبال خواهد داشت یا خیر، تلاش کنید که امر یاد شده را به شکل مداوم پی گیری کنید و آن را تا زمانی انجام دهید که بدانید موثر است. 

 

3- برای خودتان اهدافی را تعیین کنید که گویی در صورت محقق نشدن چیزی را از دست داده اید

 

در مورد یافته های این بخش به دو مورد می توان اشاره کرد که به شما انگیزه می دهد. اولی پایه شناختی دارد و از آن به «نفرت از دست دادن» یاد می شود. به عنوان مثال زمانی که شما پولی را روی زمین پیدا می کنید، خوشحال می شوید اما زمانی که همان مقدار پول از کیف پولتان گم می شود، واقعا ناراحت می شوید. «نفرت از دست دادن» به این موضوع ربط پیدا می کند که ما زمانی که چیزی را گم می کنیم، احساسات بیشتری را در مقایسه با یافتن همان چیز، پیدا می نماییم. 

 

دومین بخش مربوط به یافتن، صاحب آن بودن است. «تاثیر موهبت ها» اصطلاحی است که برای این مورد استفاده قرار می گیرد و رتبه بندی چیزهای ارزشمندی را در زندگی صاحب شان تعیین می کند. دن اریلی اقتصاددان رفتارگرای دانشگاه دوک به همراه پروفسور زیو کارمن به مطالعه ای در این مورد پرداخته. آنها از دانشجویانی که برنده لاتاری چند دوره خرید بلیط های بازی های بسکتبال بودند خواستند تا بلیط هایشان را بفروشند، آنها هم به طور متوسط بلیط هایشان را به مبلغ 1?400 دلار (حدود 1?900?000 تومان) فروختند. 

 

سپس از کسانی که بلیط هایشان هرگز در مسابقات نبرده بود رقم پیشنهادی فروش بلیط هایشان را پرسیدند و آنها 170 دلار (حدود 600?000 تومان) را اعلام کردند که البته تفاوت بسیاری میان این ارقام وجود دارد. 

 

http://beckettstrn77777.tribunablog.com/-10452247
http://augustppmi44444.shotblogs.com/-10221098
http://kylercczv00000.blogdigy.com/-10488013
http://waylonbqdp53197.tblogz.com/-10988794
http://marcoeebx01000.uzblog.net/-11040489
http://gunnermmjf33333.mybjjblog.com/-11108058
http://beauvkxj20864.suomiblog.com/-11425016
http://chancertrn78899.isblog.net/-13613512 
http://zanderdhmn17384.blogdon.net/-12941342
http://juliuswkue59240.blogkoo.com/-15544091
http://finnmokf44333.canariblogs.com/-11988771
http://donovanzzwr88888.alltdesign.com/-16610916
http://messiahggdy11111.total-blog.com/-21349007


نوشته شده در  یکشنبه 99/7/13ساعت  12:58 عصر  توسط مدیر سایت 
  نظرات دیگران()

 اشتراک‌گذاری

ارائه های فوق العاده! شما هم حتما، نمونه‌هایی از ارائه های فوق‌­العاده را دیده‌اید. ارائه های که مخاطب را میخکوب می‌کنند، روی همه تأثیر می‌گذارند و در پایان همه‌ی حاضرین را وادار به ایستادن و کف زدن می‌کنند. به نظر شما چگونه می‌توان به چنین توانایی دست پیدا کرد؟ آیا شما هم جزء آن دسته از افرادی هستید که فکر می‌کنند این توانایی ذاتی است؟ باید گفت که اگر پاسخ‌تان مثبت است، سخت در اشتباهید. سخنرانی یک مهارت است و شما با رعایت اصول آن می‌توانید کاملاَ در آن موفق باشید. در ادامه درمی‌یابید که چگونه ارائه خوبی داشته باشیم.

 

 

 

حتما بخوانید: چطور شروع سخنرانی‌ حیرت‌انگیزی داشته باشیم

1. با مخاطب تعامل داشته باشید

چگونه ارائه خوبی داشته باشیم

 

سعی کنید در ارائه خود، یک سری توصیه و پیشنهاد در رابطه با موضوع بحث مطرح کنید. استفاده از نمونه‌ها و مثال‌ها، همواره یکی از بهترین روش‌های انتقال مطلب است. پس وقتی سخنرانی می‌کنید از توصیه‌ها و پیشنهادات ملموس کمک بگیرید. شاید بپرسید چطور؟ مثلا اگر در مورد فواید گیاه‌خواری صحبت می‌کنید، سعی کنید در پایان ارائه، یک کتاب یا جزوه‌‌ی مناسب و مرتبط با موضوع ارائه خود به حاضرین هدیه کنید تا دیدی واقعی و ملموس از آنچه گفته‌اید پیدا کنند. در یک کلام، با مخاطب خود تعامل داشته باشید. برای حرف‌های خود دلیل بیاورید و به آنان انگیزه بدهید تا موضوع را پیگیری کنند.

 

2. دلیل بیاورید

چگونه ارائه خوبی داشته باشیم

 

برای حرفی که می‌زنید دلیل بیاورید و سخنان خود را اثبات کنید. مثلاَ وقتی درباره‌ی موفقیت در جذب مشتری و بازاریابی صحبت می‌کنید حتما چند نمونه از تجارب واقعی خود را بازگو کنید. بیشتر ما فکر می‌کنیم که اگر از موفقیت های خود سخن بگوییم دیگران ما را از خود راضی می‌دانند اما این تصور، کاملاَ اشتباه است. مردم برای تأیید صحت یک حرف، همواره به دنبال اثبات و مدرک مستدل هستند. با بیان تجربه‌های موفق خود تأثیر بیشتری بر حاضرین می‌گذارید و اعتبار خود را نشان می‌دهید.

 

3. برای پیشبرد بحث از مخاطب کمک بگیرید

چگونه ارائه خوبی داشته باشیم

 

یکی از اصول اساسی ارائه، خسته نکردن مخاطب است. اما متأسفانه در بیشتر سخنرانی‌ها، مخاطب شنونده‌ی ساکتی است که مدام به ساعت خود نگاه می‌کند و منتظر است ارائه به پایان برسد. مخاطب را به بحث وارد کنید، با پرسش‌های به موقع، نظر او را جویا شوید و با این کار نگذارید فضای ارائه کسالت بار شود. در پایان ارائه هم می‌توانید به طرق مختلف، زمینه‌ی ادامه‌ی رابطه را فراهم کنید. به عنوان مثال از حاضرین خواهش کنید، ایمیل خود را به شما بدهند تا ارتباط‌ بین شما و آنها حفظ شود.

 

4. دوست داشتنی باشید

در هنگام سخنرانی سعی کنید دوست داشتنی باشید

 

همه فکر می‌کنند باید در ابتدای ارائه، جدی و رسمی سخن بگویند تا مخاطب دریابد که سخنران و موضوع ارائه مهم هستند و ارائه مؤثر واقع شود. باید گفت، این تصور بسیار اشتباه است. دقایق ابتدایی شروع سخنرانی خیلی مهم است. سعی کنید در دقایق آغازین ارائه ، خود را دوست داشتنی نشان بدهید؛ نه این که دانش و اعتبارتان را به رخ بکشید. اگر مخاطب از همان اول به شما علاقه‌مند شود در ادامه به شما اعتماد می‌کند و سراپا گوش خواهد شد. مهربان باشید، به همه نگاه کنید و خودمانی صحبت کنید. می‌توانید از یک داستان شخصی یا خاطره، شروع کنید. ببینید که نقطه‌ی اشتراک شما و مخاطب چیست. یا سعی کنید مخاطب و علاقه‌مندی‌هایش را بفهمید و از همان‌ها صحبت کنید. به عنوان مثال، لطیفه یا خاطره‌ای تعریف کنید که برای حضار جالب باشد. از چیزهایی که مخاطب دوست دارد صحبت کنید. در این صورت احساس می‌کند که بین خودش و شما، نوعی درک متقابل وجود دارد.

 

http://andresiszf96352.shotblogs.com/-10220837
http://paxtoncggd33333.tribunablog.com/-10452055
http://brooksohvi31975.blogzet.com/-10911056
http://andresjkhd33323.suomiblog.com/-11424732
http://donovanpsvx51728.blogdigy.com/-10487797
http://waylonbqdp53197.tblogz.com/-10988560
http://dallasfvju75319.uzblog.net/-11040273
http://dominickghea12211.canariblogs.com/-11988492
http://conneroonj55555.isblog.net/-13613266
http://andrerwya73950.mybjjblog.com/-11107878
http://cashfvin54207.blogdon.net/-12941139
http://garrettoppn78889.alltdesign.com/-16610695
http://donovanmbpc09753.amoblog.com/-17977073
http://rafaelzftf69146.total-blog.com/-21348765
http://felixuuso77777.blogkoo.com/-15543898


نوشته شده در  یکشنبه 99/7/13ساعت  12:56 عصر  توسط مدیر سایت 
  نظرات دیگران()

در مورد هوش هیجانی بیشتر بدانید

 

به گزارش «تابناک»، هوش عاطفی، هوش احساسی یا هوش هیجانی شامل شناخت و کنترل عواطف و هیجان‌های خود و دیگران است. به عبارت دیگر، شخصی که EI بالایی دارد، سه مؤلفه? هیجان‌ها را به‌ طور موفقیت آمیزی با یکدیگر تلفیق می‌کند: مؤلفه? شناختی، مؤلفه? فیزیولوژیکی و مؤلفه? رفتاری.

 

 متونِ علم مدیریت بر این باورند که رهبران و مدیران، با هوش‌های هیجانیِ بالاتر، توان بیشتری برای هدایتِ سازمانِ تحت کنترل‌شان دارند. یافته‌های جدید نشان می‌دهد کارکنانی که دارای وجدان کاری و احساس وظیفه‌شناسی بالایی هستند، اما فاقدِ هوش هیجانی و اجتماعی‌اند، در مقایسه با کارکنان مشابهی که از هوش هیجانی بالایی برخوردارند، عملکرد ضعیف‌تری دارند.

 

از مقالاتِ پژوهشی برخی دانشمندان این‌گونه بر می‌آید که کسانی که از هوش هیجانی برخوردارند می‌توانند عواطف خود و دیگران را کنترل کرده، بینِ پیامد‌های مثبت و منفی عواطف تمایز گذارند و از اطلاعاتِ عاطفی برای راهنمایی فرایندِ تفکر و اقدامات شخصی استفاده کنند.

 

هوش هیجانی، اصطلاحِ فراگیری است که مجموعه? گسترده‌ای از مهارت‌ها و خصوصیات فردی را دربرگرفته و به‌طور معمول به آن دسته مهارت‌های درون فردی و بین فردی گفته می‌شود که فراتر از دایره? مشخصی از دانش‌های پیشین، چون بهره? هوشی و مهارت‌های فنی یا حرفه‌ای است.

 

اصطلاح هوش عاطفی برای اولین بار در دهه 1990  توسط دو روان‌شناسی به نام‌های جان مایر و پیتر سالووی مطرح شد. آنان اظهار داشتند، کسانی که از هوش هیجانی برخوردارند، می‌توانند عواطف خود و دیگران را کنترل کرده، بین پیامد‌های مثبت و منفی عواطف تمایز گذارند و از اطلاعات عاطفی برای راهنمایی فرایند اندیشه و اقدامات شخصی استفاده کنند.

 

دانیل گلمن صاحب نظر علوم رفتاری و نویسنده کتاب «کار کردن به وسیله هوش هیجانی»  اولین فردی بود که این مفهوم را وارد عرصه سازمان کرد. گلمن هوش هیجانی را استعداد،  مهارت یا قابلیتی دانست که عمیقا تمامی توانایی‌های فردی را در دایره خود دارد در مدل گُلمن به طور خلاصه پنج حوزه اساسی هوش هیجانی مورد بررسی قرار گرفته است:

 

شناخت هیجان‌ها و احساسات خود: خودآگاهی

مدیریت هیجان‌ها و احساسات خود: خودمدیریتی

خودانگیزشی

تشخیص و درک هیجان‌ها و احساسات دیگران: دیگرآگاهی

مدیریت رابطه با دیگران: دیگر مدیریتی

 

محققان شاید اصطلاح هوش هیجانی را اوایل دهه 90 میلادی مطرح کردند، اما رهبران کسب‌وکار خیلی سریع این مفهوم را به نفع خودشان قبضه کردند.

 

بر اساس مفهوم هوش هیجانی یا EQ، موفقیت قویاً تاثیرگرفته از امتیازات شخصی نظیر پشتکار، توانایی کنترل خود و مهارت در برقراری ارتباط و سازگاری با دیگران است.

 

در شرایطی که مقالات بسیاری درباره نحوه ارتقاء هوش هیجانی کارکنان نوشته شده، ولی مدیران استخدام معمولاً وقتی تصمیماتی بهتری می‌گیرند که می‌روند سراغ افرادی که قبلاً در آزمون‌های EQ نمرات بالاتری کسب کرده‌اند.

 

کارمندانی که EQ بالاتری دارند، در قالب یک گروه بهتر کار می‌کنند، سریع‌تر با تغییرات سازگار می‌شوند و انعطاف‌پذیرتر هستند. این‌که یک فرد چه مدارک تحصیلی و چه توانایی‌هایی روی کاغذ دارد مهم نیست، اگر او فاقد فاکتور‌های اصلی هوش هیجانی باشد، بعید است موفقیتی کسب کند.

 

به همان اندازه که تکامل، پذیرش فناوری‌هایی جدید و نوآوری برای یک شرکت لازم است، وجود فاکتور‌های هوش هیجانی در کارمندان هم اهمیت فزاینده‌ای در دنیا پیدا کرده است.

 

“دانیل گلمن” در کتابش به نام “هوش هیجانی: چرا از IQ مهم‌تر است؟ ”، به پنج دسته‌بندی از هوش هیجانی اشاره می‌کند که در ادامه مورد اشاره قرار می گیرد:

 

 

خودآگاهی

اگر یک فرد دارای سطح سالم و مناسبی از خودآگاهی باشد، نسبت به نقاط ضعف و قوت خود و این‌که رفتارش چگونه روی دیگران تاثیر خواهد گذاشت نیز مسلط خواهد بود. یک شخص خودآگاه معمولاً بهتر از دیگران می‌تواند از انتقادات سازنده چیزی یاد بگیرد.

 

 

خودتنظیمی

شخصی که EQ بالایی دارد قادر است به شکلی بالغانه احساسات خود را بروز دهد و در مواقع لزوم، خویشتن‌داری را تمرین کند. چنین فردی به جای سرکوب احساسات خود، آن‌ها را به شکلی کنترل‌شده و محدود بروز می‌دهد.

 

 

انگیزه

افرادی که به لحاظ هیجانی باهوش محسوب می‌شوند، خودانگیخته هستند. آن‌ها به سادگی از طریق محرک‌هایی نظیر پول یا مقام برانگیخته نمی‌شوند. این افراد به هنگام بروز ناامیدی عموما خوش‌بین و انعطاف‌پذیر هستند و با یک بلندهمتی و جاه‌طلبی درونی، خود را از مهلکه ناامیدی خارج می‌کنند.

 

 

همدلی

انسانی که از ویژگی همدلی برخوردار است، صاحب حس دلسوزی و درک طبیعت انسان هم هست، حواسی که به او اجازه می‌دهند تا با انسان‌های دیگر  به لحاظ احساسی رابطه برقرار کند. توانایی همدردی به شخص اجازه می‌دهد که خدمات خوبی به دیگران ارائه کند و نگرانی‌ها و دغدغه‌های آن‌ها را پاسخ دهد.

 

 

ارتباطات انسانی

اشخاصی که هوش هیجانی بالایی دارند قادرند تا خیلی سریع با هم‌گروهی‌های خود رابطه‌ای برپایه توافق و اعتماد برقرار کنند. آن‌ها همچنین از جنگ قدرت و زیرآب‌زنی اجتناب می‌کنند. آن‌ها از کار کردن با سایرین لذت می‌برند و روابطشان با دیگران را بر پایه احترام پیش می‌برند.

 

همان‌قدر که جستجو و استخدام افرادی که هوش هیجانی بالایی دارند مهم است، رفتار مبتنی بر هوش هیجانی هنگام برخورد نیاز‌های کارمندان دنیای امروز نیز برای مدیران و رهبران کسب و کار حیاتی است.

 

بسیاری از کارمندان و کارگران مسن‌تر، کارشان را در همان شرکتی آغاز کرده‌اند که در آن بازنشسته شده‌اند. بسیاری از افراد نسل قدیم به یک شغل صرفا به عنوان وسیله‌ای برای امرار معاش نگاه می‌کردند. امروزه، اما بسیاری از کارمندان از شغل خود چیزی بیشتر از دریافت حقوق انتظار دارند. نسل‌های جدید در عین این‌که شاهد تحمل ناامیدی‌های موجود و اخراج‌های متعدد در محل کار توسط همکاران وفادار مسن خود هستند، متوجه شده‌اند که آن نگاه قدیمی دیگر همیشه جواب نمی‌دهد.

 

با وجود این‌که نیازمندی‌های احساسی کارمندان ممکن است برای کارفرما‌ها مانند یک طومار بلندبالا به نظر برسد، اما این نیازمندی‌ها ارزش توجه کارفرمایان را دارد. سرمایه‌گذاری روی هوش هیجانی برای یک سازمان کارمندانی متعهدتر و سرسپرده‌تری که تمام تلاش خود را برای به جلو راندن سازمان به کار می‌گیرند به همراه خواهد داشت.

 

http://johnathaneebx01000.blogzet.com/-10890258

http://trevorzzws88888.blogdigy.com/-10468683

http://zanderqolg44433.mybjjblog.com/-11089512

http://felixwxup77777.tribunablog.com/-10433327

http://andyyywr88887.suomiblog.com/-11405229

http://reidtuql66666.shotblogs.com/-10201055

http://kylerbcxn38494.isblog.net/-13593007

http://garrettrrpl66655.blogdon.net/-12922516

http://rowandayt99999.blogkoo.com/-15523140

http://landencbyu99888.canariblogs.com/-11968588

http://devinwblk67777.tblogz.com/-10968833

http://donovanabzq89988.total-blog.com/-21326473

http://ziontsql65555.alltdesign.com/-16590191


نوشته شده در  پنج شنبه 99/7/10ساعت  4:10 عصر  توسط مدیر سایت 
  نظرات دیگران()

مذاکره تجاری بخش جدایی ناپذیر زندگی امروزی محسوب می شود و در واقع نیت هرکسی از مذاکره دست یابی به اهداف مورد نظرش است.

اهدافی که می تواند موفقیت یک شخص یا یک گروه را تضمین کند.

 

پس داشتن اطلاعات کافی از تکنیک های این سبکِ مذاکره، نیاز تمام انسان ها است که در ادامه به 15 مورد از این تکنیک ها اشاره خواهیم کرد.

شاید اینگونه تصور کنید که این مقاله مخصوص مدیران و صاحبان کسب و کار است. اما در اصل اینگونه نیست چراکه همه ما در زندگی روزمره خود درگیر مذاکره هستیم.

مذاکره تجاری یکی از زیر شاخه های مذاکره محسوب می شود که می توان مذاکره میان موجر و مستاجر، مذاکره برای حقوق، مذاکره میان خریدار و فروشنده و… را مثال زد.

 

 

 

 

 

برای دانلود کامل متن پی دی اف مقاله روی لینک زیر کلیک کنید

 

مذاکره تجاری

 

 

 

سرفصل های مقاله  نمایش 

مذاکره تجاری چیست؟

تعریف دقیق و مشخصی برای مذاکره تجاری وجود ندارد اما می توان اینگونه تعریف کرد که: هر مذاکره ای که به صورت مستقیم یا غیر مستقیم تبعات مالی و اقتصادی داشته باشد، مذاکره تجاری محسوب می شود.

 

مذاکره برای قراردادهای تجاری میان شرکت ها، سازمان ها و موسسات، مذاکره برای استخدام یا استعفا، مذاکره میان پزشک و بیمار، مذاکره میان دو واحد یا دو صنف و… از انواع مذاکرات تجاری هستند.

 

 

 

تکنیک های دست یابی به مذاکره تجاری موفق چیست!

مذاکره ی تجاری نقطه عطفی در موفقیت یک شخص و یا یک گروه محسوب می شود و هرکسی برای داشتن یک مذاکره موفق به تکنیک هایی نیاز دارد که رسیدن به هدف را آسان کند.

در ادامه به چند تکنیک برای دست یابی بهتر و سریع تر به اهداف مورد نظرتان را معرفی کردیم؛

 

 

 

اهداف مذاکره

 

 

 

1/ به حریف گوش دهید و هدف و دیدگاهش را بفهمید

شاید بدترین مذاکره کنندگان کسانی باشند که مدام صحبت می کنند

و می خواهند کنترل تمام مکالمه را به دست بگیرند.

آن ها برای این کار جزییات موقعیت و جایگاهشان را بیش از اندازه توضیح می دهند.

اما بهترین مذاکره کنندگان کسانی هستند که به حرف های حریف گوش می دهند تا هدف های کلیدی و محدودیت های آن ها را بفهمند، سپس یک پاسخ مناسب و فرموله را آماده می کنند.

 

باید سعی کنید به درکی از مواردی که برای حریف مهم است و محدودیت هایی که ممکن است داشته باشد برسید و بفهمید کجا انعطاف به خرج می دهد و در این مسیر از زیاد حرف زدن اجتناب کنید.

 

 

 

2/ آماده باشید!

آماده بودن شامل چندین نکته متفاوت است؛

 

تجارت حریف را با چک کردن وبسایت، مطالب چاپ شده و مقالات نوشته شده در مورد شرکتشان به طور کامل بفهمید

می توانید از طریق روش های زیر سابقه حریف خود را بررسی کنید: بررسی بیوگرافی او در پروفایل linkedin و تحقیقات وبسایتی و گوگلی

معامله های دیگری که حریف تان انجام داده را به همراه شرایطی که داشته اند مورد بررسی قرار دهید

پیشنهادها و قیمت هایی که به حریف داده شده را بررسی کنید.

 

 

3/ مذاکره ها را رسمی و مودبانه حفظ کنید

این مورد به عنوان قانون “عوضی نباشیم” هم شناخته می شود.

کسی نمی خواهد با انسان سختگیر و بد دهان معامله کند چراکه ممکن است بعد از این مذاکرات با این شخص همکاری کنید یا معامله به گونه ای باشد که نیاز به جلسات و سخنرانی هایی از طرف حریف داشته باشد.

 

ایجاد و حفظ یک رابطه بلندمدت باید یکی از اهداف مذاکره باشد.

لحنی که نشان دهنده همکاری و انرژی مثبت باشد بیشتر احتمال دارد مذاکره را به انتهای خوبی ختم کند.

 

 

 

4/ دینامیک معامله را بفهمید

درک دینامیک و پویایی معامله در مذاکرات خیلی مهم است. پس باید آماده تعیین موارد زیر باشید:

 

برگ برنده در مذاکره دست چه کسی است؟ چه کسی معامله را بیشتر می خواهد؟

حریف در چه محدودیت زمانی ای گیر کرده است؟

انتخاب های نهایی حریف چیست؟

آیا قرار است حریف هزینه خوبی از شما بگیرد؟ اگر این چنین است، برگر برنده دست شماست.

 

 

5/ همیشه اولین ورژن توافق را آماده کنید

مهم ترین قانون برای هر مذاکره ای این است که شما یا یک وکیل خوب باید اولین قرارداد پیشنهاد شده را آماده کنید.

این کار اجازه می دهد چارچوب بندی مناسبی در زمینه چگونگی ساختار معامله و نقاط کلیدی ای که راجع به آن ها بحث نشده، داشته باشید.

حریف برای تغییرات بزرگ در مدارک ما بی میل است (مگر اینکه به شکل ناخوشایندی یک طرفه باشد) بنابراین از همان ابتدا با شرایط منتخب خودتان بازی را برده اید.

با شنیدن این حرف شاید بخواهید از مذاکره ای که حریف هرگز نمی پذیرد اجتناب کنید. در چنین شرایطی تعادل بسیار اهمیت دارد.

 

 

 

6/ هر لحظه آماده ترک مذاکره باشید

اگر شرایط بر وفق مرادتان نبود باید بتوانید مذاکره را ترک کنید

البته گفتنش ساده تر از عمل کردن به آن است اما گاهی اوقات مهم است که به انتهای بازی برسید.

باید از قبل مذاکره بدانید قیمت نهایی و قیمت ترک مذاکره چیست؟!

 

باید از اطلاعات بازار آگاهی داشته باشید چون می توانید از قیمت خود حمایت کنید و آن را منطقی نشان دهید.

همچنین اگر با اولتیماتومی رو به رو شدید که واقعا قابل تحمل نبود، آماده ترک مذاکره باشید.

 

7/ باید از استراتژی “توافق پی در پی” دوری کنید

ده سال پیش، با شرکتی درگیر بودم که می خواستند با مشقت آن را بفروشند.

مدیر شرکت متقاعد شده بود که یک خریدار مطمئن می تواند ایده آل باشد و او می خواهد با آن خریدار معامله کند.

 

اما خریدار مدام درخواست های غیرمنطقی می کرد و مدیر هم مدام به او امیدواری می داد که به خواسته هایش می رسد. بنابراین خریدار فهمید که؛

می تواند درخواست های بی منطق خود را ادامه دهد و مدیر هم همیشه در آخر می پذیرد و بالاخره تسلیم می شود.

 

سپس من مسئولیت مذاکره را به عهده گرفتم و به خریدار گفتم ما دیگر به شرایطی که او می گذارد علاقه ای نداریم و می خواهیم از معامله کنار بکشیم مگر اینکه قیمت و شرایط کمی هم به نفع ما تغییر کند.

 

آن زمان خریدار قیمت معامله و پرداخت ها را بالا برده بود و می خواستند وارد معامله شوند اما تازه به این دیدگاه رسیدند که دارند معامله را می بازند.

بنابراین مجبور شدند به هر چه من می خواستم تن دهند، یعنی قیمت بالاتر! سپس معامله را در 45 روز بستیم.

 

درسی که در این مثال بود این است: موافقت های بی جا و پی در پی درحالیکه هیچ امتیازی در مقابل دریافت نمی کنید دقیقا به نتیجه ای برعکس آنچه می خواهید ختم می شود.

 

اهداف مذاکره

 

 

 

8/ به یاد داشته باشید که زمان، دشمن بسیاری از معاملات است

باید بدانید که هرچه یک مذاکره در زمان طولانی تری تکمیل شود، احتمالش بیشتر است که نکته ای یا اتفاقی وسط راه آن را از مسیر اصلی منحرف کند. بنابراین باید در پاسخگویی سریع باشید.

 

وکیلی بگیرید که مدارک را به سرعت جمع آوری کند و معامله را به جلو پیش ببرد.

اگرچه این بدان معنی نیست که در حین مذاکره باید سریع عمل کنید و توافق هایی انجام دهید که جایز نیست.

باید بدانید چه وقت، زمان به نفع شماست و چه وقت بدترین دشمن شما!

 

 

 

9/ روی معامله ای که جلویتان است تمرکز نکنید و گزینه های نهایی را در نظر بگیرید

در بسیاری از شرایط شما تلاش می کنید انتخاب های رقابتی داشته باشید.

این اتفاق می تواند موقعیت مذاکره را بالا ببرد و موجب می شود بهترین تصمیم را بگیرید و همزمان بدانید چطور باید راه را طی کنید.

مثلا اگر درگیر فرآیند فروش شرکت خود هستید، بهترین کار این است که چند پیشنهاد روی میز داشته باشید.

 

نباید در شرایطی گیر کنید که فقط یک پیشنهاد برای مذاکره هست و باید صبر کنیم تا ایده مشترک، قیمت خوب یا شرایط مناسبی در دسترس باشد.

مذاکره همزمان با دو یا چند حریف می تواند شما را به قیمت بهتر یا شرایط بهتری برساند.

 

 

 

10/ نگذارید یک مشکل وقت شما را هدر دهد!

گاهی اوقات بهتر است پیشنهاد دهید مشکلی که وجود دارد کمی کنار گذاشته شود و دو حریف به موضوعات مهم تر رسیدگی کنند.

وقتی به اواسط مذاکره رسیدید، ممکن است یک راه حل خلاقانه هم برای آن مشکل پیدا شود.

 

 

 

11/ تشخیص دهید چه کسی تصمیم گیرنده اصلی است

همیشه باید بدانید مقام و سمت حریفی که با او مذاکره می کنید چیست. آیا او واقعا تصمیم گیرنده نهایی است؟

 

من اخیرا وارد یک سری مذاکرات طولانی مدت و بی نتیجه با شخصی شدم که مدام به من می گفت اجازه موافقت با بسیاری از موضوعاتی که بر سر آن ها مذاکره می کردیم را ندارد.

او می توانست به درخواست من “نه” بگوید اما اجازه ی “بله” گفتن نداشت.

 

راه حل من (چون برگ برنده دست من بود) این شد که مکالمه را تمام کردم و گفتم برای اینکه حرف هایمان نتیجه ای داشته باشد باید با شخصی حرف بزنم که اجازه تصمیم گیری و توافق دارد.

 

 

 

12/ هیچوقت اولین پیشنهاد را نپذیرید

معمولا اشتباه است که اولین پیشنهاد از طرف حریف را بپذیرید.

مثلا اگر می خواهید خانه خود را بفروشید و پیشنهادی دریافت کرده اید،

باید قیمت های بالاتر و شرایط بهتر را هم در نظر بگیرید (حتی اگر هیچ پیشنهاد دیگری جلوی روی تان نیست)

 

اگر چنین نکاتی را حساب نکنید، حریف تصور می کند قیمت خوبی پیشنهاد داده و در آخر ممکن است پشیمان شود و بخواهد مذاکره را ترک کند.

خریدارها همانطور که انتظار دارند اولین پیشنهادشان رد شود، انتظار هم دارند مقابله به مثل کنند.

 

معمولا خریدارها بعد از اولین پیشنهاد از اتاق خارج می شوند تا با 5 الی 15% افزایش قیمت بسته به شرایط، دوباره به مذاکره برگردند.

پیشنهادهای مقابله به مثل و مذاکراتی که مدام در فرآیند خود جلو و عقب می روند، اینگونه ختم می شوند که دو حریف راضی هستند و به بهترین معامله ای که می خواهند می رسند.

بنابراین باید به نتیجه مذاکره بیشتر پایبند باشیم.

 

اهداف مذاکره

 

13/ سوال های مناسب بپرسیم

نباید برای سوال پرسیدن از حریف بترسیم. جواب ها می توانند اطلاعات خوبی برای مذاکره باشند. بسته به نوع معامله می توان گفت:

 

این بهترین قیمت یا پیشنهادی است که ارائه می دهید؟

چه ضمانتی هست که بدانیم کالا یا خدمات شما برای من نتیجه خواهد داشت؟

رقیب های شما چه کسانی هستند و چطور کالای آن ها را با خود مقایسه می کنید؟

چه امتیاز دیگری می توانید به معامله اضافه کنید بدون اینکه برای ما هزینه ای داشته باشد؟ (یک سوال مفید برای دلال های ماشین)

زمان بندی مطلوب شما برای معامله چیست؟

معامله ما چه سودی برای شما دارد؟

ما نمی خواهیم قراردادهای غیرمنطقی یا وکلای غیرمنطقی را از طرف شما داشته باشیم. چطور چنین چیزی را ضمانت می کنید؟

 

 

14/ برگه هدف یا شرایط، درست کنید تا به معامله خود بیندیشید

می توانید در زمان مناسب یک برگه ای از هدف و شرایط معامله درست کنید که بعدا شرایط کلیدی معامله را بهتر آنالیز کنید.

این کار می تواند کمک کند زودتر به توافق برسید، کمی هزینه های قانونی را ذخیره کنید و معامله را در حال پیشرفت نگه دارید.

مثلا برگه های هدفمند معمولا آماده می شوند و در رابطه با ادغام ها و مالکیت های حقوقی موجب توافق هستند.

 

 

 

15/ از بهترین مشاورها و وکیلها کمک بگیرید

اگر معامله خیلی بزرگ و پیچیده ای است، حتما به یک متخصص واقعی نیاز دارید که در مذاکرات کمک کرده و قرارداد را طراحی کند.

مثلا اگر می خواهید شرکت خود را بفروشید، بهتر است با بخشی از آن پول شخص سرمایه گذاری را استخدام کنید که در مورد صنعت و رابطه با خریدارها اطلاعات دارد.

 

اگر می خواهید یک معامله ملکی واقعی انجام دهید، می توانید از یک وکیل ملکی استفاده کنید که معاملات این چنینی را انجام داده است (نه از یک وکیل عمومی)

چنین مشاورهایی ارزان گیر نمی آیند اما اگر می خواهید معامله خوبی داشته باشید، می ارزد که چنین شخصی را پید کرده و استخدام کنید.

 

http://kameronudig19628.shotblogs.com/-10200191

http://sethzoxh18631.tribunablog.com/-10432545

http://andysvdq53934.blogzet.com/-10889404

http://arthurpftg19753.blogdigy.com/-10467864

http://jaredaary74184.mybjjblog.com/-11088634

http://landenjmli55555.tblogz.com/-10967881

http://eduardoeedb61653.canariblogs.com/-11967605

http://sergioxvni93715.uzblog.net/-11021224

http://dominickbayt99999.isblog.net/-13592132

http://rafaelldrd08642.suomiblog.com/-11404372

http://andrejsiv47024.blogkoo.com/-15522240

http://louismcqd08753.alltdesign.com/-16589138

http://israelinqs30517.amoblog.com/-17954186

http://alexisgawf96396.blogdon.net/-12921724

http://knoxdlqx59257.total-blog.com/-21325542


نوشته شده در  پنج شنبه 99/7/10ساعت  3:57 عصر  توسط مدیر سایت 
  نظرات دیگران()

   1   2   3   4   5   >>   >

لیست کل یادداشت های این وبلاگ
هر آنچه درمورد پارتیشن فریم لس لازم است بدانید!
چرا باید برای کسب و کارمان سایت داشته باشیم؟
طراحی سایت را با چه تیمی طراحی کنیم؟
همه چیز درباره تیروئید
آیا افزایش قد بعد از 18 سالگی امکان پذیر است؟
شرایط ثبت شرکت در سال جدید
شرایط اقامت در کشور آلمان در سال 2021
راهنمای خرید آینه دکوراتیو
ثبت برند چیست و مراحل ثبت برند
راهنمای ثبت شرکت در سال جدید
طراحی سایت کودکان
[عناوین آرشیوشده]